{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم در خیابان راه می رفتم که یک ماشین با صدای خیلی بلند

داشتم در خیابان راه می رفتم که یک ماشین با صدای خیلی بلند موزیکش را از کنار خیابان گرفت و پرت کرد توی خاطرات...
یادم آمد چقدر ندارمت :(
به گمانم آن ماشین عاشق آزاری داشت...
راه می افتاد در خیابان ها و دلتنگی پخش میکرد...لعنتی:/
مریم قهرمانلو
دیدگاه ها (۱)

کاش همسرم بودی...در آشپزخانه ی کوچکمان کمی غذا می سوخت ، شیر...

تو خودت بانی هر روشنی صبح منی....

غم خُرد می کند چو اگر استخوان مردزینب (س) به صبر می شکند است...

محکم تویی کوه اداتو درمیاره :)#بهترین#حامیروزت با تاخیر مبار...

عشق فراموش شده

عشقی که یه طرفه شروع شد

پارت 2ویو ا.تچشمام رو باز کردم سرم گیج می‌رفت اینجا کجاست دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط