{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♥تحول درون♥

♥تحول درون♥

دیر زمانی نیست که دریافته ام 
وقتی از کسی رنجش و کینه ای به دل میگیرم، درحقیقت برده ی او میشوم؛
او افکارم را تحت کنترل خود میگیرد؛
اشتهایم را ازبین میبرد؛
آرامش ذهن و نیات خوبم را می رباید و لذت کار کردن را از من میگیرد؛
اعتقاداتم را ازبین میبرد و مانع از استجابت دعاهایم میگردد؛
او آزادی فکرم را میگیرد و هرکجا که میروم برایم مزاحمت ایجاد میکند؛
هیچ راهی برای فرار از او ندارم.
تازمانی که بیدارم، بامن است و وقتی که خوابیده ام، وارد رویاهایم میشود؛
وقتی مشغول رانندگی هستم یا وقتی در محل کار خود هستم، کنار م است؛
هرگز نمیتوانم احساس شادی و راحتی کنم...
او حتی بر روی تُنِ صدایم نیز تاثیر میگذارد؛
او مجبورم میکند تا به خاطر سوء هاضمه، سَر دَرد و یا بی حالی دارو مصرف کنم؛
او لحظات شاد و فَرح بخش زندگی را از من 
می دزدد؛
بنابراین دریافته ام 
اگر نمی خواهم یک برده باشم، در دل نسبت به دیگران کینه و رنجشی نداشته باشم!
خود را در آیینه نگریستم 
و دریافتم
ارزش من بیش از یک فکر نا آرام است!!! .!
دیدگاه ها (۱)

"...دلهایی که عشق می‌آفرینند و بزرگ و پرشکوه کم نیست اما روح...

دم چشمهایت گرم با آن دوستت دارم های عاشقانه اش،از زیر زبانت ...

شب و تنهایی و چشمان بی خوابشکیب انتظار و جان بی تابشنای اختر...

"... اگر عشق ارتفاع داشت، من زمین را زیر پای خود داشتم و تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط