زیرآسمون آبی یا آسمون کبودفرقی نمیکنه زندگی به کام ما نبو
زیرآسمون آبی یا آسمون کبودفرقی نمیکنه زندگی به کام ما نبودما دو تا بودیم هر دومون خسته از گذشته دو تا شخصیته عجیب یکی خوبو یکی نبودما دو تا بودیم یکیمون کم حرف میزدیکیمون پا پیش میکشید با دست پس میزددو دیوونه ی مریض که خورده بودن به هم یکی میدویید برسه یکی خستش میکردیکی پر از امیدو یکی همیشه بییخیالیکی راه خودشو داشت یکی پسرفت میکردگذشتو گذشت یه دو فصلی ازش یکی عصبی بود اون یکی میخدید همشیکی شیشه خورده داشت هنوز صاف نشده بودیکی با سکوتش میجنگید همش تا یه روز اومد فهمیدن میشه با هم خوب بودیکی از جدایی میترسید همشیکی تو خونه حبسو یکی وله خیابونا یکی تنها بود اون یکی پیه چیا بود هایکی دست دست میکردو بد مست میکردو خستش میکردو دم نمیزدش اهیکی دیگه روزا پیش کیا بود ها یکی شکستو نگفت ولی میریخت تو خودشغمو ساکت میموند بازم عاشق میموندیکی دیگه شبا فکر چیا بود ها
- ۱.۱k
- ۰۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط