پرستار آفرین خب من میرم قرصاتم بخوریا
پرستار : آفرین خب من میرم قرصاتم بخوریا
سوبین : وای مگه بچه سه سالم باشههه
الکس : عارع دیگه هستی
سوبین : الکسسس
الکس : باشه باشه
پرستار : وای خدا شما چقدر بامزه این خب من دیگه رفتم
الکس : مرسی خانم پرستار شمام بامزه ای
پرستار: (لبخند میزنه و بعدش میره)
سوبین : پس پرستار بامزس نه؟
الکس : هوی اون چهار سال از من بزرگتره
سوبین : خب که چی خشگله صورتشم جوون میزنه بعدش تو از کجا میدونی
الکس : خب من روزمه همه کسایی که قرار بود ازت مراقبت کنن خوندم
سوبین : همرو هم حفظ کردی
الکس : نههه فقط بعضیاش یادم مونده
سوبین : باشه
الکس : الان قهر کردی مثلا
سوبین : نه ولی تو برو ببین پرستار بامزت قهرش اومده یا نه
الکس : عجب گیری کردیم بیا قرصاتو بخور
سوبین : من نمیخورم برو بده پرستار بامزت بخوره
الکس : باشه باشه ببخشید اشتباه کردم بیا قرصاتو بخور
سوبین : آه ولم کن نمیخورم یعنی نمیخورم
الکس : سوبین میدونی سر این چیزا شوخی ندارم دیدی که دکتر چی گفت گفت حتا اگه یدونه قرصو اشتباه بخوری یا کلا نخوری چقدر خطرناک میشه دونه به دونه این قرصا مهمن بخور نباید ساعتشون بگذره
سوبین : ولم کن اصلا به تو چه
الکس : که اینطور (یهو فک سوبینو گرفتو فشار داد)
سوبین : چ...چیکار..می..کنی..و..ولم...کن...د..در..دم..میاد
الکس : دهنتو باز کن (بیشتر فشار میده)
سوبین : ول..م..کنننن
الکس : (بزور دهنشو باز میکنه و قرصارو به خودش میده بعد هم ولش میکنه)
سوبین : آههههههه تو....تو...روانی چیزی هستی میگم درد میکنه عوضی
الکس : عاره عوضیم مشکلش چیه
سوبین : گمشو
الکس : نگران نباش نمیشم
سوبین : جدی گفتم از اتاقم گمشو بیرون تا تیکه تیکت نکردم
الکس : نه بابا تو میخوای منو تیکه تیکه کنی
سوبین : امتحانش مجانیه
الکس : یوخ بابا
سوبین : منو ببینا(یهو بلند میشه و میره سمت الکس )
الکس : سوبین چیکار میکنی وحشی آروم باش مثلا سروم دستت بود احمق دستتو نگا
سوبین : انقدر عصبی بودم که حتا یادم نبود تو دستم سرومه بعد اینکه الکس گفت یه نگاه به دستم کردمو از درد جیغم هوا رفت
سوبین : جیغغغغغغ
الکس ؛ هیشش آروم باش
سوبین : دستم درد میکنه(بغض)
الکس: بده ببینمش
سوبین : دست نزن
الکس : سوبین بسه نرو رو مخم باور کن میگیرم میزنت
سوبین : درد میکنه ولم کن(گریه )
پرستار : چیشده وای خدا سوبین دستت
سوبین : دست نزن (با جیغ میگه)
الکس : چیکارش کنیم
پرستار : سوبین میشه بزاری دستتو ببینم
سوبین : نمیخوام (گریه)
الکس : هوففف (سوبینو میگیره بغلشون دستشو محکم میگره تا پرستار راحت باند پیچیش کنه )
سوبین : ولم کن عوضی بهم دست نزن گمشو
الکس : یکم آروم بگیر (محکم تر میگیرتش)
پرستار: خداجون دستشو نگا خیلی خون ریزی داره نگا چقدر باد کرده سیاه شده واسه چی تکون خوردی آخه
سوبین : ولم کننن درد میکنههه(همه حرفاش رو با جیغ جیغ میگه و گریه میکنه)
پرستار ؛ الان یکم دستت میسوزه خب تکون نخور
سوبین (جیغغغغغ)
سوبین : وای مگه بچه سه سالم باشههه
الکس : عارع دیگه هستی
سوبین : الکسسس
الکس : باشه باشه
پرستار : وای خدا شما چقدر بامزه این خب من دیگه رفتم
الکس : مرسی خانم پرستار شمام بامزه ای
پرستار: (لبخند میزنه و بعدش میره)
سوبین : پس پرستار بامزس نه؟
الکس : هوی اون چهار سال از من بزرگتره
سوبین : خب که چی خشگله صورتشم جوون میزنه بعدش تو از کجا میدونی
الکس : خب من روزمه همه کسایی که قرار بود ازت مراقبت کنن خوندم
سوبین : همرو هم حفظ کردی
الکس : نههه فقط بعضیاش یادم مونده
سوبین : باشه
الکس : الان قهر کردی مثلا
سوبین : نه ولی تو برو ببین پرستار بامزت قهرش اومده یا نه
الکس : عجب گیری کردیم بیا قرصاتو بخور
سوبین : من نمیخورم برو بده پرستار بامزت بخوره
الکس : باشه باشه ببخشید اشتباه کردم بیا قرصاتو بخور
سوبین : آه ولم کن نمیخورم یعنی نمیخورم
الکس : سوبین میدونی سر این چیزا شوخی ندارم دیدی که دکتر چی گفت گفت حتا اگه یدونه قرصو اشتباه بخوری یا کلا نخوری چقدر خطرناک میشه دونه به دونه این قرصا مهمن بخور نباید ساعتشون بگذره
سوبین : ولم کن اصلا به تو چه
الکس : که اینطور (یهو فک سوبینو گرفتو فشار داد)
سوبین : چ...چیکار..می..کنی..و..ولم...کن...د..در..دم..میاد
الکس : دهنتو باز کن (بیشتر فشار میده)
سوبین : ول..م..کنننن
الکس : (بزور دهنشو باز میکنه و قرصارو به خودش میده بعد هم ولش میکنه)
سوبین : آههههههه تو....تو...روانی چیزی هستی میگم درد میکنه عوضی
الکس : عاره عوضیم مشکلش چیه
سوبین : گمشو
الکس : نگران نباش نمیشم
سوبین : جدی گفتم از اتاقم گمشو بیرون تا تیکه تیکت نکردم
الکس : نه بابا تو میخوای منو تیکه تیکه کنی
سوبین : امتحانش مجانیه
الکس : یوخ بابا
سوبین : منو ببینا(یهو بلند میشه و میره سمت الکس )
الکس : سوبین چیکار میکنی وحشی آروم باش مثلا سروم دستت بود احمق دستتو نگا
سوبین : انقدر عصبی بودم که حتا یادم نبود تو دستم سرومه بعد اینکه الکس گفت یه نگاه به دستم کردمو از درد جیغم هوا رفت
سوبین : جیغغغغغغ
الکس ؛ هیشش آروم باش
سوبین : دستم درد میکنه(بغض)
الکس: بده ببینمش
سوبین : دست نزن
الکس : سوبین بسه نرو رو مخم باور کن میگیرم میزنت
سوبین : درد میکنه ولم کن(گریه )
پرستار : چیشده وای خدا سوبین دستت
سوبین : دست نزن (با جیغ میگه)
الکس : چیکارش کنیم
پرستار : سوبین میشه بزاری دستتو ببینم
سوبین : نمیخوام (گریه)
الکس : هوففف (سوبینو میگیره بغلشون دستشو محکم میگره تا پرستار راحت باند پیچیش کنه )
سوبین : ولم کن عوضی بهم دست نزن گمشو
الکس : یکم آروم بگیر (محکم تر میگیرتش)
پرستار: خداجون دستشو نگا خیلی خون ریزی داره نگا چقدر باد کرده سیاه شده واسه چی تکون خوردی آخه
سوبین : ولم کننن درد میکنههه(همه حرفاش رو با جیغ جیغ میگه و گریه میکنه)
پرستار ؛ الان یکم دستت میسوزه خب تکون نخور
سوبین (جیغغغغغ)
- ۱۳۸
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط