ای کاش کسی چشم بـه راهم نگران بود

ای کاش کسی چشم بـه راهم نگران بود
از خـواستن و دیـدن مـن در هیجان بود

من کوه غمم سینه ی من پر ز مگوهاست
ای کاش کسی محــــرمِ اسـرار نهان بود

سرریــز شده کاسه ی صبــرم به که گویم ؟
غارت شده در سینه ی من هرچه توان بود

بــاران بلا بــرسـر هـــرثـانیــه بـاریـد
در فـال من غمزده هـم فصل خزان بود

از خنجر دشمن گله ای نیست که ای دوست
زخــمِ دلِ من بیشتر از ، زخمِ زبان بود

هرشب مـن و دل بغض گلو مسئله داریم
اشکی که به حال منو دل مرثیه خوان بود

ای کـاش کسی بـود مـرا سنگ صبــورم
تـا بـاعث آرامــش ایـن روح و روان بود
دیدگاه ها (۱)

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

✅ ✔ ️بی کسیهای مرا اشعار میفهمد فقطناله ی غمگین دل گی...

کاش می شد باردیگر حلقه بر در میزدیبا صدای پای خود آهنگ محشر ...

امیدوارم ازدستش ندین.چون خونِ خدا، بیا مسلمان باشیمیا حداقل،...

وقت پرواز آسمان شده بودگوئیا آخر جهان شده بودکعبه می رفت در ...

عهد کردم در عزایت مبتلا باشم، نشد اربعین، پای برهنه، کربلا ب...

#elham31ای وای که دریای دلم در فوران بودانگار که در حسرت آرا...

باید امشب بروم خاطرم رنگ شب و باران استدر پس باور خیسم که ته...

سجاده ی سجاد پر از اشک روان بودچهل سال خودش پای دلش مرثیه خو...

هر جا دلی شکسته تصویری از خزان استدر لابلای بغضش صد ناله ی "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط