نه جان دلم

نه جان دلم
از من ساخته نیست
آخر چگونه باید باور کنم دیگر ندارمت؟
چگونه باید تصور کنم
خودم را
جهانم را
این زندگیم را بدون تو؟
آخر مگر میشود
احساس را از آدم گرفت؟
آخر مگر میشود
من در آسمان این شهر
نفس بکشم و تو در کنارمن نباشی؟
پس بیا و بار دگر مهربانی کن
تو سهم من بودی از این زندگی
خودت را از من دریغ مکن
من آدم بی تو ماندن نیستم
پس فکری به حال من بکن
این دلتنگی فقط
با حضور و در کنار تو پایان می یابد
پس بیا و درمان تمام ناخوشی هایم باش
جان دلم می شود
دوباره مهمان روزهای زندگیم شوی؟
نه بگذار کمی بهتر بگویم
می شود خواهش کنم
تو برگردی؟
دیدگاه ها (۳)

سریال راز نانیانگ 🤍 🤎 سکانس های حذفی مربوط به آخرِ قسمت ۳۳ ک...

داداشممن هنوز هم گاهی دلم می‌خواهد در را باز کنم و صدایت را ...

🥺🖤 یا حسین... آرام کن قلبم راکه جز نام تو، پناهی برای این دل...

باباجونم… 🖤🥀هر سال همین روزا که می‌رسه، انگار دوباره همون رو...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

فقط ۱۶ سالمه… ولی بعضی روزها احساس می‌کنم از صد تا پیرمرد خس...

من فقط ۱۶ سالمه، ولی از صد تا پیرمرد خسته‌تر و بی‌حال‌ترم… 😣...

آقا جان…نمی‌دانم این روزها بیشتر دلم برای دیدارت تنگ است یا ...

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط