{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت

گفت
فراموشم کن
من در هیچ خیابانی با تو قدم نزدم
زبانم بند آمد که بگویم
قدم نزدم
ولی در تمامِ کوچه های این شهر
به تو فکر کردم!

#فرید_صارمی
دیدگاه ها (۲)

دَرد عاشقی نکشیدی و حال و هَوای این روز هایم رادَرک نمیکنی ....

این روز های سرد و زمستانی که می گذرندهر روزقلبی در میانشان آ...

کس نبود که فال قهوه‌ی مرا بگیردو نداند که تو محبوبِ منیکس نب...

نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برایت می‌نویسم:در عصر های ...

یاد گرفته ام که دلتنگی هایم رادر دنج ترین گوشه قلبم پنهان کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط