ادامه از پست قبلی
ادامه از پست قبلی...
پسرم سخن بگو
آن کودک گرانمایه را برگرفتم و با شور و اشتیاق، در دامان خود نشاندم. دیدم پاک و پاکیزه است.
در این هنگام، حضرت عسکری علیهالسلام مرا ندا داد که: «عمه جان! پسرم را بیاور!»
آن وجود گرامی را به پیشگاه پدرش بردم و آن حضرت او را به سبک مخصوص روی دست گرفت و زبان مبارک خویش را بردهان او گذاشت. آنگاه با دست خویش، سر و چشم و گوش او را به سبکی خاص، اندکی فشرد وفرمود: «پسرم! سخن بگو.»
در روایت دیگری آمده است که فرمود: «هان ای حجت خدا! و ای ذخیره انبیاء! و ای آخرین اوصیاء! سخن بگو! هان ای جانشین همه پرواپیشگان! سخن بگو!»آن نوزاد مبارک، نخست به یکتایی خدا و رسالت پیام آورش گواهی داد و ضمن درود فرستادن بر پیامبر، نام امامان نور را، یکی پس از دیگری برشمرد تا به نام پدر بزرگوارش رسید و آنگاه پس از پناه بردن به خدا از شر شیطان این آیه شریفه را تلاوت کرد:
«و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین، و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون.» (1).
یعنی: ما برآنیم که پایمال شدگان روی زمین را نعمتی گران ارزانی داریم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم وآنان را در آن سرزمین اقتدار بخشیم و به فرعون و هامان و سپاهیانشان، چیزی را که از آن سخت میترسیدند، نشان دهیم. پس از تلاوت قرآن، حضرت عسکری علیهالسلام او را به من داد و فرمود:
«یاعمة! ردیه الی أمه کی تقر عینها و لا تحزن و لتعلم أن وعد الله حق ولکن أکثر الناس لا یعلمون»
یعنی: ای عمه جان! او را به مادرش بازگردان تا دیدگانش به دیدار او روشن گردد و اندوهگین نباشد و بداند که وعده خدا حق است، ولی بیشتر مردم نمیدانند.
کودک گرانمایه را به مادرش بازگرداندم که دیگر فجر صادق دمیده بود و نور در کران تا کران افق، پدیدار شده و سینه آسمان را میشکافت و من از حضرت عسکری علیهالسلام و مادر آن کودک گرانمایه، خداحافظی نمودم و به خانه خویش بازگشتم.« (1).
(1). سوره قصص، آیه 5 و 6.
(1). داستان ولادت حضرت از منابع متعدد نقل کردیم که از آنهاست: اکمالالدین شیخ صدوق، ج، 2، ص 433 - 424 و بحارالانوار، ج 51، ص 28 - 13.
#اسلام
#امام
#شیعه
#شهدا
#حجاب
#عفاف
#حیا
#نجابت
#پاکدامنی
#رهبری
#مذهبی
#یا_علی
#یا_مهدی_ادرکنی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#امام_تنها_آقای_خاص_من
#اللهم_احفظ_الامام_الخامنه_ای
#اللهم_احفظ_الامام_الخامنه_ای
پسرم سخن بگو
آن کودک گرانمایه را برگرفتم و با شور و اشتیاق، در دامان خود نشاندم. دیدم پاک و پاکیزه است.
در این هنگام، حضرت عسکری علیهالسلام مرا ندا داد که: «عمه جان! پسرم را بیاور!»
آن وجود گرامی را به پیشگاه پدرش بردم و آن حضرت او را به سبک مخصوص روی دست گرفت و زبان مبارک خویش را بردهان او گذاشت. آنگاه با دست خویش، سر و چشم و گوش او را به سبکی خاص، اندکی فشرد وفرمود: «پسرم! سخن بگو.»
در روایت دیگری آمده است که فرمود: «هان ای حجت خدا! و ای ذخیره انبیاء! و ای آخرین اوصیاء! سخن بگو! هان ای جانشین همه پرواپیشگان! سخن بگو!»آن نوزاد مبارک، نخست به یکتایی خدا و رسالت پیام آورش گواهی داد و ضمن درود فرستادن بر پیامبر، نام امامان نور را، یکی پس از دیگری برشمرد تا به نام پدر بزرگوارش رسید و آنگاه پس از پناه بردن به خدا از شر شیطان این آیه شریفه را تلاوت کرد:
«و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین، و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون.» (1).
یعنی: ما برآنیم که پایمال شدگان روی زمین را نعمتی گران ارزانی داریم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم وآنان را در آن سرزمین اقتدار بخشیم و به فرعون و هامان و سپاهیانشان، چیزی را که از آن سخت میترسیدند، نشان دهیم. پس از تلاوت قرآن، حضرت عسکری علیهالسلام او را به من داد و فرمود:
«یاعمة! ردیه الی أمه کی تقر عینها و لا تحزن و لتعلم أن وعد الله حق ولکن أکثر الناس لا یعلمون»
یعنی: ای عمه جان! او را به مادرش بازگردان تا دیدگانش به دیدار او روشن گردد و اندوهگین نباشد و بداند که وعده خدا حق است، ولی بیشتر مردم نمیدانند.
کودک گرانمایه را به مادرش بازگرداندم که دیگر فجر صادق دمیده بود و نور در کران تا کران افق، پدیدار شده و سینه آسمان را میشکافت و من از حضرت عسکری علیهالسلام و مادر آن کودک گرانمایه، خداحافظی نمودم و به خانه خویش بازگشتم.« (1).
(1). سوره قصص، آیه 5 و 6.
(1). داستان ولادت حضرت از منابع متعدد نقل کردیم که از آنهاست: اکمالالدین شیخ صدوق، ج، 2، ص 433 - 424 و بحارالانوار، ج 51، ص 28 - 13.
#اسلام
#امام
#شیعه
#شهدا
#حجاب
#عفاف
#حیا
#نجابت
#پاکدامنی
#رهبری
#مذهبی
#یا_علی
#یا_مهدی_ادرکنی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#امام_تنها_آقای_خاص_من
#اللهم_احفظ_الامام_الخامنه_ای
#اللهم_احفظ_الامام_الخامنه_ای
- ۵۷۲
- ۰۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط