{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p7

جیمین:(هلش داد شروع کرد به قلقلک دادنش) بگو ببینم کی برام مهمه؟هوم؟

سانا:نمیدونم*خنده

جیمین:زود باش بگو ببینم*محکم تر قلقلکش داد

سانا:باشه باشه بسههه*خنده

جیمین:افرینننن دیگه بغض نکنی ها
مامانت میاد دوباره میگه فرشته منو اذیت کردی*ادای زنش رو در اورد

سانا: نخیرم مامان من خیلی خوبه*خنده

ویو سانا:داشتم میخندیدم که یهو...

۱۴ لایک/۱۵ کامنت
دیدگاه ها (۱۶)

تهکوکر ها در حال عررر زدن😭😭😭😭

p11تهیونگ:خوابوند رو کاناپه شروع کرد به.....*کسی میخواد تو ک...

p1۰ کشوی میز رو کشید گردنبد های ظریف و جواهر بودن که رو هر ک...

p6سانا:اخه من نمیتونم که بشینم درس بخونم خیلی درد دارمجیمین:...

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ²⁶-تهیونگ... نفسم نترس......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط