{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part⁵

Part⁵
_ خب من میرم خیلی مزاحمت نمیشم خدافظ
+ مزاحم نیستی ولی خدافط😊
+جونگکوک پسره مهربونیه ولی خب من و اون آیدلیم و همکاریم چیز بیشتری نیستیم
رفتم تو اتاق دنس و مربی اومد و رقص آهنگی که قراره با جونگکوک بخونم رو تمرین کردم.
باید خیلی زیاد تمرین میکردم چون فقط یک ماه دیگه وقت دارم و بعد اون یک ماه اهنگ رو تمرین میکنم و نزدیک دو هفته با جونگکوک دنس رو تمرین کنیم.
دنس سختی بود ولی من سختی نمی‌فهمم چیه
همینطور هعی تمرین میکردم؛ هعی تمرین میکردم تا یاد بگیرم.
رفتم یکم آب خوردم و دوباره تمرین رو شروع کردم
نمیدونم چرا نگاه های سنگین کسی رو روی خودم حس میکردم
انگار که کسی داره بهم یواشکی نگاه میکنه
خیلی توجه نکردم و ادامه دادم
_ داشتم یواشکی ات رو نگاه میکردم و ازش فیلم میگرفتم. واقعا دلم میخواد مال من باشه(عکس ات و خونش)
دیدگاه ها (۰)

Part⁴ ...

یه تکپارتیییی از جونگکوک شییی به قلم لینا؟:)جونگکوک پشت تلفن...

☆راند اخر☆part 18جونگکوک: باشه بابا ات: جونگکوک؟ جونگکوک: هو...

راند اخر part 28جونگکوک: باید همون موقع میکـ... ات: من اون م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط