{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گزیده_کتاب

گزیده_کتاب
جزء_از_کل

پدرم تلاش کرده بود تمام تصاویر برادرش را ازبین ببرد تا شاید ,فراموشش کند,پوچی تلاشش کاملا اشکار بود.
وقتی اینهمه تلاش می کنی,یک نفر را فراموش کنی,خود این تلاش تبدیل به خاطره می شود..
بعد باید فراموش کردن را فراموش کنی,بعد خود این هم در خاطر می ماند.....برای فراموش کردن باید به یکباره رها کنی گویی اصلا چنین اتفاقی وجود نداشته.


استیو_تولت
دیدگاه ها (۲)

✾ ✿ ❁ ❃ ❀ ✾ ✿ ❁ ❃ ❀ سالروز بعثت پیامبر اکرم (ص) بر تمام م...

گفت : زندگی مثه نخ کردنِ سوزنه!یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدو...

در عمق دریا دلم می خواست چشم هایم را ببندم و برای چند لحظه ه...

پس از بارانژانر: رازآلود | درام | عاشقانه | هیجانیتعداد پارت...

بچه ها می گم برای کاور سناریو کدوم اسلاید خوبه بگید تو کامنت...

«۱۳. لاکچری یعنی حالِ خوب قابلِ طراحی است»بسیاری تصور می‌کنن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط