میدونی ،من حتّی به «خودم» توی «دُنیای مُوازی» ، که تو رو داره و مثلِ الانِ من ، دلش تنگِت نیست حسادت میکنم .. دیگه بَرگای پاییزیِ زیر پات و قَطرههای بارون که میباره رو شونههات و مامانِت که روزِ تولدت بَغلت میکنه که جای خود دارن...
دیدگاه ها (۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.