{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part : ④

صدای آرومی پشت سرش گفت:
«آیرا...»
نفسش بند اومد...
کسی اسم واقعیشو گفت...
اسمی که هیچکس به جز دوستش توی کره نمیدونه
آروم برگشت!
و جئون جونگ کوک رو دید؛ با همون نگاه....
با همون آرامش..
_من دنبال کایو نبودم، دنبال دختری بودم که اون برند و ساخت، دنبال....تو
نفس آیرا برای چند ثانیه بین هوا و زمین گیر کرد.
انگار زمان کنده شده بود
نه برای اینکه کسی صداش زده بود!
برای اینکه کسی اسم واقعیشو گفته بود، با اون آرامشِ خطرناک....
دست هاش آروم میلرزیدن، اما ایستاد.
محکم مثل همیشه، با صدایی که سعی میکرد نلرزه گفت:
تو از کجا میدونی؟
جئون یه قدم دیگه نزدیک تر شد
نه تهدیدآمیز، نه با عجله
_من فقط دنبال "کایو" نبودم. دنبال دختری بودم که با یه امضا، صنعت مد رو تغییر داد... دختری که تو سکوت، قوی تر از همه فریاد زد
و حالا فهمیدم اسمش آیرا ست

آیرا با خودش جنگ میکرد
میخواست عقب بکشه ولی نمیتونست
تو فقط یه ایدلی(دهنت و ببند دختره ی نمک نشناس🤨😂) که دعوت شده بودی یا فقط یه سفیر! چرا اصلا اهمیت میدی که من کی ام؟
این بار کوک جواب داد:......

(خمــــــــــــارییییی)
این اخرین پارت امروزه
فردا دوباره میزارم
دیدگاه ها (۲)

چند تا سوال درمورد فیک: پایانش هپی اند باشه یا سد اند؟ تا ال...

part : ⑤(خب قبل از اینکه بریم سراغ پارت 5 یه توضیح بدم که کو...

part : ③کایو رسید پشت میکروفون. نور فقط روی اون بود و سالن ت...

part : ②و بله کایو وارد صحنه میشههمه ساکت میشن از ابهت این د...

زیباترین زندگی من☆معرفییی تهیونگ:۲۰ ساله از سئول که یک مافیا...

دو رگه عشق پارت اخر

وقتی عضو هشتم BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط