{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به امید می‌اندیشم‌
به آنکه می‌شود در میان دردی چنین عظیم امیدوار بود؟
گویند آدمی به امید زنده است
و من نمی‌دانم این موهبت را در چه می‌توان یافت
در خون؟ در مرگ؟ زیر آوار؟
چگونه عده‌ای میان دریای خون بی‌گناهان زندگی می‌کنند و غرق نمی‌شوند؟
امید را از کجا می‌آورند؟
از کشتار فرشتگان پاک این مرز و بوم، زندگی نصیبشان می‌شود؟
چگونه خانه‌هایشان را بر آوار دل‌های این مردم می‌سازند و بیخیال زندگی می‌کنند؟
چگونه از نفس‌هایشان شرم نمی‌کنند؟
چگونه عذاب نمی‌کشند؟
اصلا این‌ها وجدانی دارند که عذابی بکشند؟
جان فرزندان این خاک را به جرم حق‌خواهی می‌گیرند و فرزندان خودشان را با حق همان بی‌گناهانِ گناهکار می‌پرورند..
چه بر سر دلِ مادری که برای فرزندش هزار آرزو داشت و جسم بی‌جانش را بر دامانش یافت، می‌آید؟
امید او چه می‌شود؟
چه کسی به فکر جگرِ سوخته ماست..؟!
به امید می‌اندیشم؛
اما امید، در این نقطه از کره خاکی چیزی جز اندیشه نیست...

1405/3/9
دیدگاه ها (۰)

ای‌یوسف‌ِخوشنام‌ما،خوش‌می‌روی‌بربامِ‌ماای‌درشکسته‌جام‌ما،ای‌...

همسر سید وحید 🔺ما دو تا بچه شمیرانیم. من و سید وحید. توی منط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط