{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت‌‌‌‌

حکایت‌‌‌‌
سواره که خبر از پیاده نداره
دیدگاه ها (۴)

نوبر است این چشم ها حیف است خوابش می کنی تا به کی قلب مرا هر...

از گندم پرسیدند عشقت کیه؟ازخجالت زرد شد! از گل پرسیدند عشقت ...

کاش میشد هیچکس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بود...

صفــــر عاشقـــے 💖 💖 ڪاش مے شُد امشببه جاےدلِ مـــــن دلِ ...

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

از وجودمم خبر نداره😁💔

@nouyan

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط