پرده ی عشق درید وهمه درها واشد
پرده ی عشق درید وهمه درها واشد
چشمم از زلف شکن در شکنش بینا شد
صحبتی نیست دلی قصد زیارت دارد
چون غزال است وبه آغوش تو عادت دارد
ای که باشد حرم ات ملجأ هر تنهایی
نگهی نیز به آن کن که ندارد جایی
#نویسنده_جوان
#گوینده
#مجری
#شاعر -جوان
چشمم از زلف شکن در شکنش بینا شد
صحبتی نیست دلی قصد زیارت دارد
چون غزال است وبه آغوش تو عادت دارد
ای که باشد حرم ات ملجأ هر تنهایی
نگهی نیز به آن کن که ندارد جایی
#نویسنده_جوان
#گوینده
#مجری
#شاعر -جوان
- ۳۲۱
- ۲۱ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط