{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شعر_مهدوی

#شعر_مهدوی

امروز آقا بی تو جور دیگری بود
حتی نگاه یاس ها نیلوفری بود
خورشید مثل پنج شنبه پا نمی شد
انگار بین رختخوابش بستری بود
بر شانه های شمع ها در اول صبح
تابوت یک پروانه‌ی خاکستری بود
وضعیت آب و هوا مثل همیشه
مثل هوای جمعه‌ی پشت سری بود
اینکه غروب است و کمی بارانیم، نه
از اوّلش هم روز گریه آوری بود
در چشم هایم، التماس آخرینم
ما را به سمت "چشم هایت می بری" بود
این سال هشتاد و چهار شمسی ما
آقا چه می شد سالِ خورشیدی‌تری بود
علی اکبر لطیفیان
دیدگاه ها (۲)

امروز آقا بی تو جور دیگری بود حتی نگاه یاس ها نیلوفری بود خو...

بنام خداحضرت عباس(ع)----؛----به یادگذشتگان وسبکهای قدیمی نوح...

سلام اقا جان, باز هم من هستم همان که منتظر امدنت عمریست چشم ...

سخت است وقتی روضه وصف دختری باشدحالا تصور کن به دستش هم، سری...

امام صادق(ع)-شهادتبازهم بی کسی یک آقاباز هم ماجرای دست و طنا...

همایون بحرانی

بوی یاس می آید♥هزار و سیصد و شصت و اندی سال از آن روزی که عا...

لیلا حسنوند شاعر الشتری

عماد خراسانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط