مامانم باباموصدازدکه درشیشه سس روبازکنه بعدکلی کلنجارنتون
مامانم باباموصدازدکه درشیشه سس روبازکنه بعدکلی کلنجارنتونست
من خیلی راحت درش روبازکردم وگفتم:اینم کاری داشت؟پدرم لبخندی زدوگفت:یادته وقتی بچه بودی من درشیشه روشل میکردم تابازش کنی وغرورت نشکنه؟بدجوری بغض گلموگرفت...سلامتی همه باباها
من خیلی راحت درش روبازکردم وگفتم:اینم کاری داشت؟پدرم لبخندی زدوگفت:یادته وقتی بچه بودی من درشیشه روشل میکردم تابازش کنی وغرورت نشکنه؟بدجوری بغض گلموگرفت...سلامتی همه باباها
- ۲۲۳
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط