{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی میان خون و آتش

وقتی میان خون و آتش،
صدایت، دل سنگ را می‏لرزاند

و پاهای تاول زده ‏ات، سختی‏ ها را گلایه می‏کرد،

همه چشم‏ها کور بودند ودل‏ها سنگین‏تر از آن بود که بار سنگین دلت را سبک‏تر کند
دیدگاه ها (۲)

اصلا رقیه نه،دختر خودت...یک شب میان کوچه که باشد چه می شود؟!

هلاکت فرمانده ارشد گروه تکفیری جبهة النصرة در سوریه"ابو الفر...

یادی کنیم از عزاداران سالهای گذشته مولا...شهیدان مدافع حرم س...

قرار بود من و توعصای پیریِ هم ...ولی تو رفتی واز رفتنِ تو پی...

🍂❣️... گاهی دلت می خواهددر تمام روزمرگیهایتدر لابه لای تمام ...

بانو های قشنگم ✨ یکی از اعضای انجمنمون شعر می‌نویسه که واقعا...

ایدل من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط