وقتی میان خون و آتش،
وقتی میان خون و آتش،
صدایت، دل سنگ را میلرزاند
و پاهای تاول زده ات، سختی ها را گلایه میکرد،
همه چشمها کور بودند ودلها سنگینتر از آن بود که بار سنگین دلت را سبکتر کند
صدایت، دل سنگ را میلرزاند
و پاهای تاول زده ات، سختی ها را گلایه میکرد،
همه چشمها کور بودند ودلها سنگینتر از آن بود که بار سنگین دلت را سبکتر کند
- ۷۵۴
- ۱۳ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط