{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتیم با ماشین تو یه جاده تاریک و خلوت میرفتیم، بابام پش

داشتیم با ماشین تو یه جاده تاریک و خلوت میرفتیم، بابام پشت فرمون خوابش برد رفتیم ته دره
چیزیمون نشد اما متوجه شدیم اطرافمون پر گرگه
پدرم سریع لباسشو دور چوب پیچوند و به بنزین آغشته کرد گفت پسرم اینو روشن کن گرگا ازش میترسن
گفتم چشم بابا ولی من که فندک ندارم
گفت آخر مچتو میگیرم😂

#طنز
دیدگاه ها (۱)

رفتم مایو بخرم، میگه واسه استخر میخوای؟گفتم نه چند روز دیگه ...

یه بار تا ۳ ظهر خوابیده بودم بابام اومد گفت بلندشو دیگه خرس ...

#دانستنی ها #علمی #سلامت #بخون

#دانستنی ها #علمی #سلامت #بخون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط