{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب به شب با خاطراتت مردم احیا شدم

شب به شب با خاطراتت مُردَمُ احیا شدم
بغض کردم گریه کردم مثلِ یک لیلا شدم

رفتنت غرقم نکرد احساس پوچم را ببین
آنقَدَر باریده ام تا من خودِ دریا شدم

یادِ ایّامِ زمستان، برف بازی، حالِ خوش
یخ زدم در غیبتت سر تا به پا سرما شدم

زندگی با یاد تو شاید همان دوزخ شود
یا بمان یا که بمان با ماندنت سرپا شدم
دیدگاه ها (۲)

حال ما بادود و الکل جا نمیاید رفیقزندگی کردن به عاشق ها نمی ...

میدونید بارش برف و بارون واسه کیا قشنگه!؟ اونایی که سرپناه د...

کِیکجا؟دست بهکُدامخاطره ای بُرده ای؟که من اینجااشکدر چشمانم ...

من به همین دیدن های دورادور هم راضی امبه همین نگاه ...به همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط