شب به شب با خاطراتت مردم احیا شدم
شب به شب با خاطراتت مُردَمُ احیا شدم
بغض کردم گریه کردم مثلِ یک لیلا شدم
رفتنت غرقم نکرد احساس پوچم را ببین
آنقَدَر باریده ام تا من خودِ دریا شدم
یادِ ایّامِ زمستان، برف بازی، حالِ خوش
یخ زدم در غیبتت سر تا به پا سرما شدم
زندگی با یاد تو شاید همان دوزخ شود
یا بمان یا که بمان با ماندنت سرپا شدم
بغض کردم گریه کردم مثلِ یک لیلا شدم
رفتنت غرقم نکرد احساس پوچم را ببین
آنقَدَر باریده ام تا من خودِ دریا شدم
یادِ ایّامِ زمستان، برف بازی، حالِ خوش
یخ زدم در غیبتت سر تا به پا سرما شدم
زندگی با یاد تو شاید همان دوزخ شود
یا بمان یا که بمان با ماندنت سرپا شدم
- ۲۹۹
- ۰۳ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط