{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست

می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد

آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست

می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند

از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است

راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو

تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست

طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود

روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست
دیدگاه ها (۵۴)

یادمان باشد که قصه ی کودکمان را با یکی بود یکی نبود آغاز نکن...

وای که چقد خوش گذشت خخخخ اردو بود به نیشابور خخخخ اینجا باغ ...

ایجووووووونم الهی خدا حفظشون کنه.خیلی این عکسو دوس دارم.

لــبــخــنــد بـــزن...!عـــکــاس مـــدام ایــن جــمـــلــه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط