{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هـر زمانی کـه نگاهـم بـه رخ یار افتاد

هـر زمانی کـه نگاهـم بـه رخ یار افتاد
قلبم از دیـدن او بی تپش از کار افتاد
تن گرما زده ی کوچه پُر از پنجره بود
که شبی وعده ی ما زیر سپیدار افتاد
مـنِ مغـرورِ بـد اندیشه ندانم کـه چرا
آن همـه وسوسه در موقع دیدار افتاد
بی گمان از همه ی منظـره ها دل بکَند
هر که روزی نظرش بر رخ دلدار افتاد
هـم زمـان با نفس منبسط فصل بهار
گـــذر بـاد صبـا بـر گل بی خــار افتاد
روز و شب دائماً از آینه گفتم که دلم
در پی دیــدن آن آینـــه رخسار افتاد
ناصحم گفت که"سرمیشکنددیوارش"
معبرم کوی عسل بود که دشوار افتاد..
دیدگاه ها (۷)

هـر زمانی کـه نگاهـم بـه رخ یار افتادقلبم از دیـدن او بی تپش...

اندام و لب وچشم و رخِ یارقشنگ استبردار دل از غیر کــه دلــدا...

اندام و لب وچشم و رخِ یارقشنگ استبردار دل از غیر کــه دلــدا...

اندام و لب وچشم و رخِ یارقشنگ استبردار دل از غیر کــه دلــدا...

بگذار که از درد تو بیمار بمیرماز آتش دل سوزم و تبدار بمیرمبر...

در راه تو خار و خسم من بی کس بن بی کسم امشب لبالب می شود دخ...

فال امروز پنجشنبه 20 آذر 93 پنجشنبه 11 دسامبر 2014فال حافظفا...

فال امروز یکشنبه 12 مرداد 93 یکشنبه 3 اوت 2014 فال حافظ فال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط