شعر که شدی لمست میکنم

شعر که شدی لمست میکنم
و نت به نت می نوازمت
آواز می شوی و از چشم هایم می باری
شعر که شدی حبست می کنم
میان سینه ام
در سلول کوچکی که فقط جای توست
شعر که شدی
تا دهان به دهان نچرخی
و فقط برای من بمانی
شعر که شدی...
بوی رفتن نده
فقط از عشق بگو
که رفتنت مرگ
و ماندنت خود زندگی ست ...!!!
#سجاد_بیرامی
دیدگاه ها (۲)

تمام قاصدک ها هم می دانندکه در ازدحام غیاب ناگزیرتزیر تبسّم ...

امروز را می‌خواهم فیروزه‌ای باشممثل کاشی‌های خوشرنگ خانه ی م...

‏هرجور حساب میکنم این سرش رو بالشت نمیاد

شاخه نباتم💙🫂🖇من چه میدانستم بودنت این همه حال خوش دارد. نمید...

#طلوعِ‌چشمهایت...به خیالم می‌روی و از یاد خواهم برد نگاه ملی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط