{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون نظر ندادین و فقط لایک کردید من اونا رو به عنوان اره د

چون نظر ندادین و فقط لایک کردید من اونا رو به عنوان اره در نظر گرفتم اوکی...{هیچ کدوم از تئوری ها واقعیت نداره و تخیلات ذهن نویسنده است}
شرو ع تئوری اول
اسم تئوری = مجبوری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک دختر که توی این دنیا یک دوست بیشتر نداشت خانواده اش مردن و اون دوست ترکش کرد...
برادرش او را به پرورشگاه فرستاد تا راحت شود او غم زیادی داشت (تئوری های من رمان طورن ) صبح زود بیدار شد و وسایلش رو برای اردو جمع کرد او نمیدانست چی در انتظارش هست و با خوش حالی داشت حاضر میشد... اما غم بزرگی در گلوی او بود
یک چیزی به او میگفت نرو... نرو... نرو...
اما او به حرف دلش گوش نکرد و رفت....
شب شده بود همه در چادر هایشان خواب بودند اما او بیدار بود او نمیتوانست بخوابد حس ترس داشت
میترسید
اما نرسش را گذاشت کنار... و خوابید
وقتی بیدار شد
در چادر خودش نبود در او جنگل نبود...
او در یک خانه ای بود که نمیشناخت در یک اتاق زیبا و دارک
او گیج بود تا اینکه...
ادامه دارد...
{چطور بود؟}
دیدگاه ها (۰)

ادامه بدم؟؟{تئوری رو میگم}

پارت 2 اسم رمان: مجبوری ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

اینم از روزه گرفتن اعضا

بچه ها میخوام چند تا تئوری ترسناک بزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط