{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برای تو می سوزد،

دلم برای تو می سوزد،
که این شب ها گوشه ای می نشینی و فکر می کنی
اگر اتاق ها گوشه نداشته باشند
با تنهایی ات چه کنی؟

برای خودم،
که این شب ها تا به تو فکر می کنم
حلقه ای دستِ چپم را پیر می کند
و تاریکی این خانه اگر
کفاف پنهان کردن اشک‌هایم را ندهد، چه کنم؟

برای او
که این شب ها بیشتر اگر روزنامه نخواند، چه کند؟


دلم می سوزد
و شما،
آقای محترم!
شما که چه نسبتی با این خانم دارید!؟
این زن میان تمام نسبت های خودش گیر کرده‌ست
مثل کوه نوردی مرده، میان کوه و دره گیر کرده‌ست
و آنکه از سقوط به اعماق درّه نجاتش می دهد،
مگر چند سال
با جنازه‌ای بر پشت زندگی می‌کند؟
دیدگاه ها (۲)

سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از ...

ما درد را مینوشیمحسرت را باذره ذرۀ جانمان حس می کنیمتن پوشما...

دلت که گرفته باششلوغترین مکانها، تنهایی ات رابه رُخت می کشند...

وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

هر روز با نبودنت کنار میام،اما دلم هنوز گیر توئه،مثل زخمی که...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

#گاهی فکر می‌کنم اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، باز هم دلم...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

عاشقانه های شبنم

ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و رفتنمی...

‏🐺[۰۱:۰۸ به وقت ژاپن]من تو دردسرم...اغلب شب‌ها دلم می‌خواد ی...

#طُ ] از آن اتفاق‌هایی هستیکه آدم برایشاندلیل پیدا نمی‌کند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط