از جان من آغوش تب دارت چه میخواهد ؟
از جان من آغوش تب دارت چه میخواهد ؟
خط ِ دو ابروی ِ قلمکارت چه میخواهد ؟
در فکر چیدن نیستم ، اصرار یعنی چه ؟
لب های ِ از شاتوت سرشارت چه میخواهد ؟
کمتر بریز از پلک های خود شراب ناب
چشمان مست ِ دلبری وارت چه میخواهد ؟
دورم نرقصان دامن ِ پروانه بافت را
پیراهن گیپور گلدارت چه میخواهد ؟
تا بود گشت و گشت دورت پیچک شعرم
دیگر دل مغرور ِ دیوارت چه میخواهد ؟
هی جمع کردی مو به مو امضا علیه ِ من
اکنون به دست باد ، طومارت چه میخواهد ؟
برگرد و بیش از این نمان باران ِ پاییــــزی !
شب پرسه های ِ خیس ِ تکرارت چه میخواهد ؟
نشکن سکوتم را ، برو دست از سرم بردار
آن سوز لاکردار گیتارت چه میخواهد ؟
عمری نشستم چشم بر راهت، نفهمیدی
حالا که پلکم بسته دیدارت چه میخواهد ؟
یک روز نامم را به روی ِ سنگ می بوسی
من را اگرچه نیستم دلتنگ می بوسی ..
خط ِ دو ابروی ِ قلمکارت چه میخواهد ؟
در فکر چیدن نیستم ، اصرار یعنی چه ؟
لب های ِ از شاتوت سرشارت چه میخواهد ؟
کمتر بریز از پلک های خود شراب ناب
چشمان مست ِ دلبری وارت چه میخواهد ؟
دورم نرقصان دامن ِ پروانه بافت را
پیراهن گیپور گلدارت چه میخواهد ؟
تا بود گشت و گشت دورت پیچک شعرم
دیگر دل مغرور ِ دیوارت چه میخواهد ؟
هی جمع کردی مو به مو امضا علیه ِ من
اکنون به دست باد ، طومارت چه میخواهد ؟
برگرد و بیش از این نمان باران ِ پاییــــزی !
شب پرسه های ِ خیس ِ تکرارت چه میخواهد ؟
نشکن سکوتم را ، برو دست از سرم بردار
آن سوز لاکردار گیتارت چه میخواهد ؟
عمری نشستم چشم بر راهت، نفهمیدی
حالا که پلکم بسته دیدارت چه میخواهد ؟
یک روز نامم را به روی ِ سنگ می بوسی
من را اگرچه نیستم دلتنگ می بوسی ..
- ۳۸۷
- ۰۷ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط