{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی

چند پارتی؟!

(نمره)*پارت اخر*

اونم متقابلا به سمتم اومد و منو توی بغلش گم کرد.
چشمامو بسته بودم و سعی می کردم حداقل اون زمان به چیزی فکر نکنم و آرامشی که الان متعلق به من بود رو کنارش داشته باشم.
هنوز هم تکون نخورده بودیم که صدای زنگ گوشیم تک به تک اون لحظاتو خراب کرد جدا شدم و گوشیمو نگاه کردم،لیا بود..اوفف خروس می محل:
جوابشو دادم:

"سلام ات"

"چته لیا!"

"هیچی فقط الان اومدم در خونه تون و هیچکس نیست که این مرتیکه نگهبانم نمیذاره بیام تو"

"تو چرا اومدی خونه ی ما؟"

"میخوای برم؟"

"نه نه گوشیو بده به اون نگهبان"

__________
بعد از راضی کردن نگهبان که بذاره لیا بیاد تو گوشی رو قطع کردم و به هوسوک نگاه کردم و لب زدم:

"خب..فکر کنم لیا خونه ست..باید بریم؛"

لبخندی زد و گفت:

"قبلا که من باید حرف میزدم و اجازه میدادم کی بیاد خونه،حالا خانوم خونه؛هعیی"

"غر غر میکنی؟"

"نه کی گفته؟"

دستشو گرفتم

"ولی الان باید بریم خونه"

"بریم پرنسس"

☆پایان☆

ممنون که حمایت میکنی زیبا🩵
دیدگاه ها (۳)

باید بهتون بگم که من اصلا نمیخوام به لیسا توهین کنم و این پس...

خلاصه داستان: از هم بکشیم بیرون و سرمون تو کار خودمون باشه

بچه ها کسی اسم این آهنگو میدونه؟لطفا اگه میدونین بگین دیوونه...

چند پارتی؟!(نمره)لبخند تلخی زدم و ادامه دادم:"هوسوک میدونم.....

عشق در خطر هست پارت: 41

21.جیمین: عومم اتفاقا تو راه که داشتم میومدم خریدم (دهنش پره...

اسم: نقطه شروع کنسرت :(ویو هنا) و به من نگاه کردمنم متقابلا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط