تناقض عجیبی بود
تناقض عجیبی بود
بین دنیایمان
چقدر پنهان کاری
تا رونشود دستهایت
اما نقاب صورتت دیگر
تحمل نداشت ....
و تمام پازل هایه دلم را بهم ریخت ...
حالا که قرارست برویم
تو از من چیزی نبر
صحنه جدایی برایه دوتاییمان
کافیست
ولی من میبرم
تمام بی رحمی
نامهربانی هایت را
تا درس عبرتی شود برایم
که کسی #همدرد نیست ....
بین دنیایمان
چقدر پنهان کاری
تا رونشود دستهایت
اما نقاب صورتت دیگر
تحمل نداشت ....
و تمام پازل هایه دلم را بهم ریخت ...
حالا که قرارست برویم
تو از من چیزی نبر
صحنه جدایی برایه دوتاییمان
کافیست
ولی من میبرم
تمام بی رحمی
نامهربانی هایت را
تا درس عبرتی شود برایم
که کسی #همدرد نیست ....
- ۳۰۳
- ۱۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط