{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تناقض عجیبی بود

تناقض عجیبی بود
بین دنیایمان
چقدر پنهان کاری
تا رونشود دستهایت
اما نقاب صورتت دیگر
تحمل نداشت ....
و تمام پازل هایه دلم را بهم ریخت ...
حالا که قرارست برویم
تو از من چیزی نبر
صحنه جدایی برایه دوتاییمان
کافیست
ولی من میبرم
تمام بی رحمی
نامهربانی هایت را
تا درس عبرتی شود برایم
که کسی #همدرد نیست ....
دیدگاه ها (۱۰)

سرد که بشوم دیگه تمام است .....وقتی تمام دلم بیکباره نیست شو...

.گــــ.ــــــاهی بـــــ.ـــــاید یه نقطــــ.ــــــه بزارےباز...

هر کسی عشق را با زبان خود بیان میکند...دارکوب، میکوبدپیکاسو،...

هفت دریاراهفت آسمان راپشت سر می گذارمولی گمان نمی کنم به تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط