{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق بودم ولی هرگزهوایاری نکرد

عاشق بودم ولی هرگزهوایاری نکرد
درنبردبارقیب از من هواداری نکرد
بردرودیوارکوبیدم برای بودنش
اوبرای ماندنخودهیچ اصراری نکرد
اشک چشمم رابگویم؟هیچ ابریتا به
حال ازدل خوداینقدرسیلاب را جاری نکردبعدازاوآنقدرغم خوردم ونالیدم که هیچ مادری درسوگ فرزندش چنین
زاری نکرد مثل یک سیگارمن رازیرپاهایش فشرد .
نه چنین کاری کسی باهیچ سیگاری نکرد.آنچنان ویران شدم ازدست او…چنگیزهم ,باسمرقندوبخارا این چنین کاری نکردپای من نگذارضعف
این غزل ,تقصیراوست .
طبع شعرم نیزدوراز اومرایاری نکرد…
دیدگاه ها (۶)

دستاهایم راباز میکنم ومی رویوطبیعی ست که هرچه دورترشویکوچکتر...

چای قند پهلو بفرمایید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط