{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چایی می نوشیدم و یادش افتادم یکدفعه

چایی می نوشیدم و یادش افتادم یکدفعه

دلتنگش شدم بغض کردم و اشک در چشمانم

حلقه زد همه با تعجب نگاهم کردند لبخند تلخی

زدم و گفتم چقدر داغ بود...💔
دیدگاه ها (۱)

شادی نمادی اززیستن آگاهانهاست ونمایشی از سپاسگزاری دربرابریز...

من اهل دوست داشتنمتو اهل کجایی؟ ‌‌

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

💘⛓️... -داشتم چای می‌نوشیدم به یکباره دلتنگش شدم ‌:) و اشک د...

Forced MarriagePart 59 (Last part)چند روز گذشته بوداما این ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط