{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی شترش را گم کرده بود.

مردی شترش را گم کرده بود.

سوگند خورد که اگر شترش را پیدا کند آن را به یک درهم بفروشد.

پس از مدتی شتر پیدا شد.

صاحب شتر برای این که به سوگندش عمل کرده باشد، گربه ای را به گردن شتر بست و آن را به بازار برد و برای فروش عرضه کرد.

شخصی برای خرید پیش آمد و گفت: شتر را به چه قیمتی می فروشی؟

گفت: یک درهم،

مشتری که دید قیمت ارزان است، فوری یک درهم به مرد داد که شتر را بخرد ، اما …

صاحب شتر گفت: شتر را با گربه ای که در گردنش آویزان است می فروشم و قیمت گربه چهار صد درهم است.

مشتری گفت: این شتر چه ارزان است اگر چنین قلاده ای در گردن نداشت .
دیدگاه ها (۶)

من زخمهای بی نظیری به تن دارم .اما تو …مهربان ترینشان بو...

باید یاد بگیریم استاد تغییر باشیم نه قربانی تقدیر. در بازی ز...

زنی غمگین و افسرده نزد حکیمی آمد و از همسرش گله کرد و گفت: “...

در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد: «فکر می کنی آ...

#الهی‌آرامش‌‌‌سهم‌قلبتون‌باشه🌼👒در #بازار بزرگ زندگی، هر کسی ...

در مسیر فعالیت

⭕️ طرح سقاب اصفهانی، بورسی کردن انرژی 🔹اسم طرح را عوض کرده و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط