{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم کنار یه گل فروش نشستم گفتم:چرانمیری گلاتو بفروشی؟

رفتم کنار یه گل فروش نشستم گفتم:چرانمیری گلاتو بفروشی؟
گفت بفروشم ک چی؟تادیروز میفروختم ک باپولش آبجیمو ببرم دکترولی دیشب حالش بدشد و مرد.بعدباگریه گفت:تومیخواستی گل بخری؟گفتم:بخرم ک چی؟تادیروزمیخریدم برای عشقم،امروزفهمیدم بایدفراموشش کنم.
پاشد اشکاشو پاک کرد،ی گل بهم دادوگفت:بگیر،باید از نوشروع کرد،توبدون عشقت...،من بدون آبجیم...
دیدگاه ها (۱)

نقشه ادمکى !!!

شاهکار عربها !!خههه

دستان كوچكش را روی شومینه گرفتپدرگفت:مراقب باش نسوزیمادراز آ...

خیلی وقت است تنهایی هایم را با "دیاسپام"عادت داده ام.!دیگرنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط