{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره یکی از اساتید قدیمی دانشگاه شریف..یک بار داشتم برگه

خاطره یکی از اساتید قدیمی دانشگاه شریف..یک بار داشتم برگه هارو تصحیح میکردم..به برگه ای رسیدم که نام و نام خانوادگی نداشت؛با خودم گفتم ایرادی ندارد..بعید است که بیش از یک برگه نام نداشته باشد.از تطابق برگه ها با لیست دانشجویان صاحبش را پیدا میکنم.تصحیح کردم و ۱۷/۵ گرفت..احساس کردم زیاد است؛کمتر پیش می آید کسی از من این نمره را بگیرد..دوباره تصحیح کردم ۱۵ گرفت…برگه ها تمام شد؛ با لیست دانشجویان تطابق دادم اما هیچ دانشجویی نمانده بود …تازه فهمیدم “کلید” آزمون را که خودم نوشته بودم تصحیح کردم...نکته :١. اغلب ما نسبت به دیگران سخت گیر تریم تا نسبت به خودمان.٢. بعضى وقتها اگه خودمون رو تصحیح کنیم میبینیم به اون خوبی که فکر میکنیم نیستیم…...صلوات
دیدگاه ها (۶)

میگن قهر کار بچه خوشگلاس.........باهمتون قهــــــــــــــرم ...

زبان استخوان ندارد اما آنقدرقوی هست که بتواندقلبی رابشکند،مر...

ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺮﻥ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ، ﯾﻪ ﺯﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻨﺎﺭﻡﺣﺎﻻ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺍ...

عجب زمانی میشه روزیکه این اتفاق بیوفته...یا الله مددی

خاطره یکی از اساتید قدیمی دانشگاه شریف..یک بار داشتم برگه ها...

خاطره یکی از اساتید قدیمی دانشگاه شریف..یک بار داشتم برگه ها...

یکی از اساتید قدیمی دانشگاه شریف می گفت :یک بار داشتم برگه ه...

یکی از اساتید قدیمی دانشگاه شریف می گفت :یک بار داشتم برگه ه...

این خاطره از یکی از اساتید قدیمی دانشکده متالورژی دانشگاه صن...

یک استاد دانشگاه می‌گفت: یک بار داشتم برگه‌های امتحان را تصح...

این خاطره از دانشکده متالورژی دانشگاه صنعتی شریف نقل شده است...

این خاطره از دانشکده متالورژی دانشگاه صنعتی شریف نقل شده است...

برگه امتحان بی‌نامیک استاد دانشگاه می‌گفت: یک بار داشتم برگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط