{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عصرها

عَصرها...
مَن...
تَنهایی...
و باز هم یک فِنجان چایِ داغ
که فکرِ نَبودنت سَردش کرد.. #دلتنگی
دیدگاه ها (۱)

در قَلبم کسی را پنهان کرده ام...که شنیدنِ صِدایش..طَرزِ نِگا...

اونجا که عَطار میگه:" رَفت عَقل و رفت صَبر و رفت یار،این چه ...

تو مثلِ سه شنبه ای...وسطِ بودن و نبودن گیر کرده ای...هم هَست...

#توهَمونی هَستی که اگه یه دقیقه بِهِت فِکر کنم...تا چَند ساع...

شاید باید جهان را رها کرد یه فنجان چای خورد مبادا که خودمان ...

ختمِ کلام دوست داشتن فقط اونجا که جناب مولانا میگه:"من زخم ت...

شیرینی مربایی، یک قاب کوچک و نوستالژیک که با ترکیب تردی خمیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط