{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام
در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام
کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست
کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام
مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام
در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام
در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق
فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام
فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل
وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام
خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود
من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام
سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز
از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام..
دیدگاه ها (۳)

بگذاﺭ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺑﮑﻨﻢ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪﺑﺎ ﺑﻐﺾ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﮑﻨﻢ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪﯾﮏ ﻋﻤﺮ ...

ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺍﻡﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺎﺯ ﻧﮑﻦ ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﺩﯾﺪﺍ...

من هستم و دوباره دلی بی قرار تواین کوچه های خسته ی چشم انتظا...

نشانم داد چشمانت خدایی را که در دین استو دانستم که او هم بی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط