{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چنان

من چنان
محو سخن گفتن گرمت بودم
که تو از هر چه که دم میزدی
آن دم خوش بود
دیدگاه ها (۱)

خروار خروار دل را به تجلی نگاهت پیوند زدممرا از گوشه ی چشمان...

محبوبم..!مرا نگاه کنید. نگاه شما مرا زخمی می‌کند و هم زخم‌ها...

بخند برایمکمی با چشم‌هایتبرای منزیباترین چشم اندازچشم‌های تو...

مثل باران بهاری که نمی گوید کِیبی خبر در بزن وسرزده از راه ب...

من در سخن گفتن ناتوانم؛ کاش تو در خواندن چشم هایم ماهر باشی!...

وقتی فهمیدم جهان واقعی سازوکارِ سراسر ناآشنایی با جهان خیال‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط