{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♔ راسـت مـیگن ، ، ، ♚

♔ راسـت مـیگن ، ، ، ♚

♔ آدما مـثـہ نوشـــتہ هـاشـــون نـیـسن... ♚
♔ مـثلا خوده مـــن ، ، ، ♚
♔ خـــیلــے بیـشـتـر از اون چـیـزے کـہ ➺ ♚
♔ ایـنجا میـنویسم ؛ ؛ ؛ ♚
♔ دلم مـــیگیـرهہ . . . . . ♚

♔ خیلـــے . . . . . ♚
دیدگاه ها (۲)

یه روز صبح از خواب بلند میشی و متوجه میشی هیچ حسی به گذشته و...

خخخخ

باورت بشود یا نه ...روزی می رسد ...که دلت برای هیچ کس به اند...

دقیقا

خیلی دوست دارم اون دختر عزیزی که امروز اومد با من دعوا کرد و...

درحال نوشتن داستانی هستم که شاید برای سه سال دیگه منتشرش کنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط