{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد..
دیدگاه ها (۶)

من از اینجا گرخیدم.شمارو دیگه نمی‌دانم خیس کردین یا نه 😊

دستم را بفشاریواژه می بارد و شعر می چکد دستت را بفشارم پنج ش...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

می‌گویندجای خالی پر می‌شوداما بعضی نبودن‌هافقط سکوتی جاودانه...

.مرا امشب تماشا كن، نگاه ناب می‌خواهمچو مردابى كه تنهایم، تب...

می دانم دیگر نمی آییاما هنوز چشم به راهم...💔

گاهی‌سکوت‌می‌کنم،‌چون‌می‌دانم‌هیچ‌کس‌حالِ‌درونم‌را‌نمی‌فهمد.

گاهی‌سکوت‌می‌کنم،‌چون‌می‌دانم‌هیچ‌کس‌حالِ‌درونم‌را‌نمی‌فهمد.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط