{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشست تو ماشین، دستانش می لرزید، بخاری رو روشن کردم،

نشست تو ماشین، دستانش می لرزید، بخاری رو روشن کردم،
گفت: ابراهیم ماشینت بوی دریا میده!
گفتم: ماهی خریده بودم.گفت: ماهی مرده که بوی دریا نمی ده!
گفتم:هر چیزی موقع مرگ بوی اون جایی رو می ده که دلتنگشه...
گفت: من بمیرم بوی تورو میدم
دیدگاه ها (۳)

میــــشه تنهــــــایی بـــازی کرد؛میـــشه تنهــــــــایی سفـ...

هر روز برات رویایی باشد دردست نه دوردست ،عشقی باشد دردل نه د...

خدایا قسم به لحظه ای که دلم را می شکنند و جز تو مرهمی نیست.....

خل و چله منه F

بچه ها این عکس ا.ت دازای و چویا است امید وارم خوب شده باشه م...

خون آشام من/پارت۳

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۱۲برگشت و تند تند شروع کرد به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط