{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام سختی های ما توی جبهه به خاطر ایناس....!!!

تمام سختی های ما توی جبهه به خاطر ایناس....!!!
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
دمدمای غروب یک مرد کُرد با زن و بچه اش مانده بودند وسط یه کوره راه. من و علی هم با تویوتا داشتیم از منطقه برمی گشتیم به شهر.
چشمش که به قیافه ی لرزان زن و بچه ی کُرد افتاد، زد رو ترمز و رفت طرف اونا.

پرسید: «کجا می رین؟»
مرد کُرد گفت: «کرمانشاه»
– رانندگی بلدی؟
– کُرد متعجب گفت: «بله بلدم!»
علی دمِ گوشم گفت: «سعید بریم عقب.»
مرد کُرد با زن و بچه اش نشستند جلو و ما هم عقب تویوتا، توی سرمای زمستان!
باد و سرما می پیچید توی عقب تویوتا؛ هر دوتامون مچاله شده بودیم.
لجم گرفت و گفتم: «آخه این آدم رو می شناسی که این جوری بهش اعتماد کردی؟»
اون هم مثل من می لرزید، اما توی تاریکی خنده اش را پنهان نکرد و گفت:
«آره می شناسمش، اینا دو – سه تا از اون کوخ نشینانی هستند که امام فرمود به تمام کاخ نشین ها شرف دارن. تمام سختی های ما توی جبهه به خاطر ایناس....

هدیه به روح شهید علی چیت سازیان ( صلوات) 
دیدگاه ها (۱۶)

یه روز یه مهندس انگلیسی اومده بود برای سیستم تهویه ای حرم اق...

آقامون،عشقمونم تیر ماهی هست..... میبینید همه ادمای خاااااااا...

دارند اذان می گویند!!! کنار هلیکوپتر جنگی‌اش ایستاده بوده و...

به کار بگویید وقت نماز است… سخت مشغول کار بودیم. می خواست...

وقتی یه مرد واقعی عاشق میشه، دیگه براش رنگ پوست، فرم صورت، م...

وقتی یه مرد واقعی عاشق میشه، دیگه براش رنگ پوست، فرم صورت، م...

یک سگ زیادی ولگرد

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁵²(نایون+...

پارت ۷۹

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط