{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی ها را نوشتم

بعضی ها را نوشتم
شعر شدند
بعضی ها را نتوانستم بنویسم
اشک شدند
بعضی ها را اما
نه
می شد نوشت
و نه
ننوشت
آنها را فقط زیستم ...
دیدگاه ها (۱)

شاعر که شدمسیم های سه تارم رابه سبزه های سبز سیزده گره میزنم...

من چه می‌دانستمخیاطی برای یک زنانقدر واجب استیک زن بایدخیاط ...

دیر کناما بیافقط وقتی‌ که آمدیمرا بردار و برومن از نرسیدن‌ها...

گاهی روحِ معشوق پانسمان می خواهدباید بر بالینش بنشینیدستِ دل...

نوشت: از دور دیدم بین جمعی شعر می‌خواندی!نوشتم: شعر نه، داغ ...

مافیای عاشق.

عجیب است با اینکه هفت روز از فوت عارف سپری شده است هنوز نتوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط