{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ⁸

Part ⁸



فلش بک به فردا صبح خونه خودشون




+مامان (کیوت)
&جان مامان
+مامانی می خوام با هانا برم مسافرت
&کجا هست حالا
+پاریس
&برو دخترم خوش بگذره
+پس من میرم لباس بخرم به هانا هم زنگ بزنم که اوکی شده
&برو دختر قشنگم برو




+الو هانی
¢جانم اوکی شدی
+بزار سلام کنم بعد ،اره
¢واییییییی قراره خوش بگذره (ذوق)
+من می خوام برم لباس بخرم تو نمی یای؟
¢نه من دیروز داشتم لباس می خریدم ،راستی برای فردا شب بلیط هست بگیرم ؟
+بگیر
+خب دیگه من برم خرید باید کلی چمدون ببندم مثلا دو هفته شایدم بیشتر اونجاییما
¢اوکی برو
+پس بای



+لباسامو پوشیدم رفتم یه بوس روی لپ مامانم کاشتم کفشامو پوشیدم رفتم به مرکز خرید مورد علاقم که همه لباساش از یک دم خوشگل و جذاب بود
رفتم چند دست لباس خانومانه و دخترونه گرفتم خیلی خوشگل بود و به حال هوای اونجا هم به شدت می خورد

+یه تاکسی گرفتم سوار ماشین شدم آدرس رو دادم
وقتی رسیدم خسته هلاک بودم لباسا هم عین چی سنگین بود رفتم خونه هر چی زنگ خونه رو زدم در باز نشد بعد چند ثانیه در باز شد
رفتم داخل خونه دیدم مامانم نیس یعنی کجاس کلی صداش زدم که صدای تهیونگ از اون طرف اومد
+سلام عزیزم
-سلام قشنگم کجا بودی
+رفته بودم خرید مامانم کجاس ؟
-رفته خونه دوستش
+آها
-می خوای بری مسافرت ؟
+اره
- با کی؟
+با هانا
-اها بعد اون وقت که پسر مسر داخلشون نیست دیگه
+نه بابا فقط منو هاناییم
-اوکی خوش بگذره
+مرسی من برم وسایلمو جمع کنم
-برو قشنگم برو کارم داشتی صدام کن(لبخند)
+باشه(لبخند)
+رفتم تو اتاق که دیدم ..............

ادامه دارد.........
امیدوارم خوشتون اومده باشه ممنون میشم لایک و کامنت بزاری ❣️❣️❣️❣️❣️❣️

لباسایی که انا خریده پست بعدی
دیدگاه ها (۸)

ست تمام لباسایی که انا خریده Paty ⁸کل لباسا سته

Part ⁵⁴+ میدونم شما دوتا منو تنها نمیزارین... برو از نامجون ...

Part ⁵²هیون « میخوام از تیر آخرم استفاده کنم ! - چی؟ ربکا « ...

تهیونگ ازدواج اجباری پارت ۴

ویو آت : لباسام رو پوشیدم پاشدم که برم خرید به هانا زنگ زدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط