{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

• نیما مرا جور دیگری می خواست برای خودم برای عشقی که از

• نیما مرا جور دیگری می خواست برای خودم برای عشقی که از حنجره ام به رگ هایش منتقل میشد و قدرت کلماتم که گاهی یک زمستان گرمش میکرد هرگز باور نمیکردم که هیچگاه توجهی به دیگران ندارد، و حتی عیب هایم راچشم پوشی می کند طوری لبخند میزد و نگاه پر عاطفه اش را به قرنیه ام گره میزد انگار از اولش من برایش کامل بوده ام و برایش بهترین دختر کره ی زمینم حتی گاهی خودم فراموش میکردم که چطور با عشق بی حوصلگی هایم را تحمل میکند هر صبح با صدای پیامک پر از عشقِ صبح بخیرش بیدار میشدم و کارهایم را ظریف و دقیق انجام میدادم دیگر آن دختر بی حوصله تبدیل به یک سایه ی کمرنگ از من شده بود و پیچک سبز خوشبختی از سر و کولمان بالا می رفت آن روزها گذشت اما نیما ماندگار ترین نام در عمق جانِ من است عاشکی媪
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

"چندپارتی".......p.4صبح روز بعد ، ویدیو همان لایو همه جا پخش...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۸بعد از اینکه ا.ت با ...

ادامه پارت ۱۷ قسمت سوم

نمیبخشمت p.22

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط