{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای چهره تو چراغ عالم

ای چهرهٔ تو چراغ عالم
با دیدن تو کجا بود غم
شد خلد به روی تو سرایم
بی روی تو خلد شد جهنم
ای شمسهٔ نیکوان به خوبی
چون تو دگری نزاد ز آدم
کوی تو شدست باغ عشاق
باریده بر او ز دیده هانم
بندیست نهان ز بند زلفت
بر جان و دل رهیت محکم
هر روز همی شود به نوعی
حسن تو فزون و صبر من کم#سنایی
دیدگاه ها (۰)

بی بهانه شکفتن را آموختم ازطبیعت بهار

جان تازه ای به ما می بخشد بهار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط