{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی هزار بار دلت را شکسته ام بیخود به انتظار آمدنت نشست

روزی هزار بار دلت را شکسته ام بیخود به انتظار آمدنت نشسته ام
هر روز این تویی که دعا میکنی برای من و من هر روز گناه کار تر از گذشته ام
تو غصه میخوری و گریه میکنی و غمگینی دلیل آن هم منم که آب از سر گذشته ام
چشمان تو کم سو شده از بس گریستی من عین خیالم نیست ، چه راحت نشسته ام !
هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی هم عهد خویش هم دلت را شکسته ام
امروز جمعه نیست ولی قول میدهم با بغض های گلویم و دل شکسته ام
میخواهم از نو ، نوکر خوب شما شوم آقا نجاتم بده ، از گناه خسته ام
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

FALLEN ECHOESPart 11هیونجین آن شب تا دیر وقت بیدار ماند.صدای...

رمان :قرارداد سرنوشت

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

سناریو بی تی اس

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 46جونگکوک انگار دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط