{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خانقاه جان من از هو کشیدنت

در خانقاه جان من از هو کشیدنت
رقص وسماع ووجد وطرب میشود به پا
صوفی ز دف زدن به تمنای باده است
رندان وچشمهای تو از یک قبیله اند .
دیدگاه ها (۱)

بالاخره یک نفر باید تو را بنویسد .یک نفر که خوب بلدت باشد .ی...

for ever .. If life as we know it would crashForever i'd sta...

به مهر بانی یک دوست از تو میگویم ..ترنم هستی .رواق دیدار مشت...

اینقدر پاستوریزه وهموژنیزه خوردیم . که طعم واقعی همه چیز و ف...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط