{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بلبل ز آشیانه ی خود دست می کشید؛

بلبل ز آشیانه ی خود دست می کشید؛
گل بر سر جوانه ی خود دست می کشید؛

چون ابر کز تمام خودش دست شسته بود؛
از اشک دانه دانه ی خود دست می کشید؛

حس کرد عمق کاری زخم غلاف را؛
وقتی که روی شانه ی خود دست می کشید؛

با مسح سر برای وضوی جبیره اش؛
بر جای تازیانه ی خود دست می کشید؛

این آخرین سلام نمازش فقط نبود؛
از آخرین بهانه ی خود دست می کشید؛

تسلی دل زینبین سلام الله علیهما 5صلوات.
دیدگاه ها (۳)

:'(

والا خستمه ...

یا زهرا

رمان : مادام کوچولوی کیم part :4بعد از آن صبحانه‌یِ پر از خن...

سایه_افتن_پارت_اول

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط