آنقـدر دیـر آمـدی، تا عـاقبـت پاییز شد
آنقـدر دیـر آمـدی، تا عـاقبـت پاییز شد
کاسه ی صبرم از این دیـر آمدن لبریز شد
تیر دیـوانـه شد و مرداد هم از شهر رفت
از غمت شهـریـورِ بیچـاره حلق آویـز شد
مِهـر با بی مِهـری و نامهـربـانی می رسد
مهـربـانی در نبـودت انـدک و ناچیز شد
بۍتو یک پاییز ابرم،نم نمِ باران کجاست؟
بی تو حتّی فکرِ باران هم خیال انگیز شد
کاش میشد رفت گُم شد دردلِ پاییزِ سرد
بـوی باران را تنفّس کرد و عطـر آمیز شد
آمـدی جانـم بـه قربانت ولی حالا چرا.؟
آنقـدر دیـر آمـدی ، تا عـاقبت پاییز شد
#خاص
کاسه ی صبرم از این دیـر آمدن لبریز شد
تیر دیـوانـه شد و مرداد هم از شهر رفت
از غمت شهـریـورِ بیچـاره حلق آویـز شد
مِهـر با بی مِهـری و نامهـربـانی می رسد
مهـربـانی در نبـودت انـدک و ناچیز شد
بۍتو یک پاییز ابرم،نم نمِ باران کجاست؟
بی تو حتّی فکرِ باران هم خیال انگیز شد
کاش میشد رفت گُم شد دردلِ پاییزِ سرد
بـوی باران را تنفّس کرد و عطـر آمیز شد
آمـدی جانـم بـه قربانت ولی حالا چرا.؟
آنقـدر دیـر آمـدی ، تا عـاقبت پاییز شد
#خاص
- ۳.۱k
- ۰۷ مهر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط