{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقـدر دیـر آمـدی، تا عـاقبـت پاییز شد

آنقـدر دیـر آمـدی، تا عـاقبـت پاییز شد
کاسه ی صبرم از این دیـر آمدن لبریز شد

تیر دیـوانـه شد و مرداد هم از شهر رفت
از غمت شهـریـورِ بیچـاره حلق آویـز شد

مِهـر با بی مِهـری و نامهـربـانی می رسد
مهـربـانی در نبـودت انـدک و ناچیز شد

بۍتو یک پاییز ابرم،نم نمِ باران کجاست؟
بی تو حتّی فکرِ باران هم خیال انگیز شد

کاش میشد رفت گُم شد دردلِ پاییزِ سرد
بـوی باران را تنفّس کرد و عطـر آمیز شد

آمـدی جانـم بـه قربانت ولی حالا چرا.؟
آنقـدر دیـر آمـدی ، تا عـاقبت پاییز شد
#خاص
دیدگاه ها (۱)

#دلنوشت #تکست #استوری #شعر #دکلمه_شعر #دکلمه_خاص#زیبا #خاص #...

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه‌ی صبرم از این دیر آمدن...

#پاییزآنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر...

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن ...

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه‌ی صبرم از این دیر آمدن ...

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن ...

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه‌ی صبرم از این دیر آمدن ...

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن ...

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن ...

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط