دارم به گذشته برمیگردمبه دوستان دوربه صبح دل بستنوغروب دل کندنبرمی گردمپرده راکنارمی زنمدررابازمی کنمدست توی دستتوی گوشششیطنتم رازمزمه می کنمبی بهانه می خندممی نشینممی رقصم ومی شکنم وفکرمیکنممامحتاجیممحتاج کمی دیوانگی....